تبليغاتX
بیایید از سایه روشن برویم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد..............سهراب سپهری
 وای از این باران   

 قصه گوی متعصب سالهای بی حضور 

 که

 با وسواسی شگرف

 حلقه های دلبستگی را خیس میکند

 آن قدر خیس

 تا

 لبریز شوند

 ناگهانی تر از آمدنت میروی

 بی بهانه

 من می مانم و باران های بی اجازه

 وقلب عاشقی که سپاسگذارت میماند تا ابد :

 متشکرم که به من فهماندی که

 چقدر میتوانم دوست بدارم

 و

 عاشق باشم بی توقع

 باورکن بی توقع

 دارم به توفکر میکنم

 فقط فکرمیکنم

 اما تمام لحظه ها پر میشود از : سطرهای عاشقی

 همراه خوب وساکت و محبوب من: سلام

 موسیقی صفای زنده وساده وبی کلام

من دوست دارمت

ـ بی توقع ـ

 به نام عشق

باران گرفت مثل همیشه و ...

والسلام

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 18:14  توسط سایه روشن |